کفرنامه.. - Note Heart


Note Heart


 

شبی مست رفتم اندر ویرانه ای

ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای، نرم نرمک پیش رفتم
 
در کنار پنجره تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای

پیرمردی کور و فلج درگوشه ای

مادری مات و پریشان همچون پروانه ای

پسرک از سوز سرما میزند دندان به هم

دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای

پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای

تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای


ثبت شده در دوشنبه 91/10/18 ساعت 8:55 عصر توسط مخاطب خاص نظرات شما () |


Design By : AMiR _ 2014